AsheQ Dargahanam
به وبلاگ سعید داوود خوش آمدید
لینک دوستان

آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

    

در ابتدا شاید این سؤال به ذهن خطور کند که این عنوان با سنت الهی مخالف است، چرا که خداوند در سوره انعام آیه 160 اشاره می‌فرماید که در مقابل هر نیکی 10 برابر پاداش به انسان داده می‌شود و در مقابل هر بدی تنها یک گناه برای انسان ثبت می‌شود.
مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلَا یُجْزَىٰ إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ
ما به این قاعده‌ی قرآنی ایمان داریم، اما برخی اوقات استثنائاتی نیز وجود دارد که باعث افزایش گناه می‌شود. حال سؤال این است که در چه صورت گناه افزایش پیدا می‌کند؟

گناهان انسان در سه حالت مضاعف می‌شود:

حالت اول: آشکار کردن گناه
از جمله الطاف خداوند بر ما این است که گناهان ما را می‌پوشاند، و از آنجا که یکی از صفات خداوند، ستار بودن است، دوست ندارد بندگانش گناهان خود را که او آنها را پوشانده است، آشکار کنند. یکی از صالحین گفته است: اگر گناه بو داشت، هیچکس در کنار دوستش نمی‌توانست بنشیند.
پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیثی که اما بخاری روایت کند می‌فرماید: «کُلُّ أُمَّتِی مُعَافًى إِلَّا الْمُجَاهِرِینَ وَإِنَّ مِنْ الْمُجَاهَرَةِ أَنْ یَعْمَلَ الرَّجُلُ بِاللَّیْلِ عَمَلاً ثُمَّ یُصْبِحَ وَقَدْ سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ فَیَقُولَ یَا فُلَانُ عَمِلْتُ الْبَارِحَةَ کَذَا وَکَذَا وَقَدْ بَاتَ یَسْتُرُهُ رَبُّهُ وَیُصْبِحُ یَکْشِفُ سِتْرَ اللَّهِ عَنْهُ »
ترجمه: همه افراد من بخشیده خواهند شد مگر کسانی که به طور علنی، مرتکب گناه شوند. یکی از انواع گناهان علنی این است که شخص، شب هنگام مرتکب گناهی شود و در حالی صبح کند که خداوند، گناهش را پوشانده است. اما او بگوید: ای فلانی! دیشب فلان کار و فلان کار را انجام دادم. این در حالی است که خداوند گناهش را پنهان کرده بود، ولی او پرده‌ی خدا را از روی خودش برداشت.)
خداوند در قرآن کسانی را که فواحش و زشتی‌‌‌ها را در جامعه منتشر می‌کنند، به عذابی سخت در دنیا و آخرت وعده داده است:
«إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّـهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» (نور: 19)
استاد قرضاوی در کتاب «نیت و اخلاص» در مورد ستر گناه می‌فرماید: شریعت اسلام به هیچ شیوه‌ای اعلان و اظهار گناه را جایز نمی‌داند بلکه در صورت رخ دادن گناه، امر به پوشیدن آن نموده است. گناه در حد توانایی باید کتمان گردد و به خاطر ریا و طلب ثنا و ستایش مردم و نیکو جلوه دادن آن نباید آشکار گردد؛ بلکه بنا به دلایل زیر گناهان، باید پوشیده شود..
1- ما موظف هستیم هرگاه به گناه دچار شدیم، آن را بپوشانیم و خود را رسوا نسازیم. پیامبر(ص) در حدیثی که حاکم آن را روایت کرده است فرموده‌اند: «از این زشتی‌‌‌ها که خداوند نهی کرده است پرهیز کنید و اگر کسی دچار آن شد، با پوشش خدایی آن را بپوشاند.»
به همین خاطر آشکار کردن گناه دیگران نیز همانند آشکار کردن گناه خود ناپسند است. «لا یُؤمِنُ أحَدُکُمْ حَتَّى یُحِبَّ لأَخِیهِ مَا یُحبُّ لِنَفْسِهِ» (متفقٌ علیه)
2- جهت اجتناب از بی بند و باری در آشکار کردن گناه، و بیم آن که نفس به آشکار نمودن گناه عادت کند و گستاخ شود. چرا که اگر نفس به آشکار نمودن گناه عادت کند، بیشتر در آن غرق می‌شود و میل بیشتری به آن پیدا می‌کند و به پرهیز از آن اهمیت نمی‌دهد.
3- کسی که گناه انجام می‌دهد باید آن را بپوشاند تا دیگران از او تقلید نکنند و زمینه‌ی گسترش نافرمانی خدا در روی زمین و گستاخی مردم فراهم نشود.
4- تا در گروه اهل شرم و حیا قرار گیرد، آنان که ذوق سالم و حیای ایشان مانع اظهار گناه می‌شود.
5- تا از مزاحمت و سوءقصد احتمالی کسانی که احتمال دارد از معصیت او اطلاع یابند، در امان باشد. چرا که سرزنش و ملامت، قلب را آزار می‌دهد و اذیت و سوءقصد را به همراه دارد.

حالت دوم: باقی ماندن اثر گناه
این حالت، زمانی است که انسان دچار گناه و خطایی می‌شود و این گناهان در حد انجام دهنده‌ی آن پایان نمی‌یابد، بلکه تأثیر آن در طول زمان کوتاه یا طولانی و چه بسا قرنها و گاهی تا روز قیامت بقا و استمرار خواهد داشت. به همین دلیل از سلف صالح روایت شده است که گفته‌اند: «طوبی لمن اذا مات، ماتت ذنوبه معه و ویل لمن اذا مات، ظلّت ذنوبه من بعده»
خوشا بحال کسی که وقتی بمیرد، گناهانش نیز با او بمیرد و وای بر کسی که هرگاه بمیرد، گناهانش پس از او زنده بمانند.
و در حدیثی از پیامبر(صلی الله علیه وسلم) روایت شده که: «مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَیِّئَةً فَعَلَیْهِ وِزْرُهَا وَوِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ» (رواه مسلم)
هرکس روش و طریقه‌ی بدی را پایه‌گذاری کند، گناه آن و گناه آن کسی که آن را انجام می‌دهد به سوی او بازمی‌گردد، تا روز قیامت. (بدون اینکه از گناه مرتکبین آن چیزی کم شود)
و باز می‌فرماید: «من دعا الی ضلالة کان علیه وزرها و وزر من تبعه الی یوم القیامة» (رواه مسلم)
کسی که افراد را به سوی گمراهی دعوت کند، گناه آن و گناه آن کسانی را که تا روز قیامت از او پیروی می‌کنند، بر گردن خواهد داشت.

حالت سوم: سبک و کوچک شمردن گناه
در حدیثی که امام احمد روایت کرده‌اند، پیامبر(ص) می‌فرماید: « إِیَّاکُمْ وَمُحَقَّرَاتِ الذُّنُوبِ، فَإِنَّمَا مَثَلُ مُحَقَّرَاتِ الذُّنُوبِ کَمَثَلِ قَوْمٍ نَزَلُوا بَطْنَ وَادٍ، فَجَاءَ ذَا بِعُودٍ، وَجَاءَ ذَا بِعُودٍ، حَتَّى حَمَلُوا مَا أَنْضَجُوا بِهِ خُبْزَهُمْ، وَإِنَّ مُحَقَّرَاتِ الذُّنُوبِ مَتَى یَأْخُذْ بِهَا صَاحِبُهَا تُهْلِکْهُ»
ترجمه: از گناهان کوچک بپرهیزید. مثال گناهان کوچک مانند گروهی است که در دره‌ای فرود آیند، این یکی چوب آرد و آن یکی چوب آرد و آنقدر هیزم بیاورند که با مجموع آن نان خود را بپزند. گناهان حقیر نیز وقتی از مرتکب آن بازخواست کنند مایه‌ی هلاک او می‌شود.
همچنین از سلف صالح نقل شده است که فرموده‌اند: «لا تنظر الی صغر المعصیة ولکن انظر الی عظمة من عصیت» به کوچکی گناه نگاه نکن، بلکه بزرگی کسی که از او نافرمانی کرده‌ای را ببین.
 از ابی عبیده بن جراح نیز نقل شده است که فرموده‌اند: «هرگاه بدی گناهان در نزد تو کوچک جلوه داده شد، در نزد خدا بزرگ می‌شود و هرگاه گناهان در نزد تو بزرگ جلوه داده شد، در نزد خدا کوچک نگاه داشته می‌شود.»
می‌باید پس ازگناه، توبه نمود و اظهار عجز و ضعف کرد و در بارگاه خداوند اعتراف به خطا نماییم و با نهایت شرمساری از الله (جل جلاله‌‌) تقاضای مغفرت و بخشش نماییم، نه آنکه با آشکار کردن گناه و باقی گذاردن اثر معصیت و سبک شمردن لغزش‌‌‌های مان بار گناه را سنگین‌تر کنیم.

[ یکشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 2:46 PM ] [ سعید دریانورد ]

الهی! تو آنی که از احاطت اوهام بیرونی، و از ادراک عقل مصونی، نه مُدرَک عیونی، کارساز هر مفتونی، و شادساز هر محزونی، در حکم، بی‌چرا، و در ذات بی‌چند، و در صفات بی‌چونی.
الهی! در جلال، رحمانی، در کمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مکانی، نه کسی به تو ماند، و نه به کسی مانی، پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
الهی! یکتای بی‌همتایی، قیّوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفّایی، از شریک مبرّایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزّز به تاج کبریایی، مسندنشین استغنایی، به تو رسد ملک خدایی. الهی! نام تو، ما را جواز، مهر تو، ما را جهاز، شناخت تو، ما را امان، لطف تو، ما را عیان. الهی! ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مؤمنان را گواهی، چه عزیز است آن کس که تو خواهی.
یا ربّ دل پاک و جانِ‌ آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم ده
در راه خود اول زخودم بی‌خود کن بی‌خود چو شدم زخود به خود راهم ده

الهی! از نزدیک نشانت می‌دهند و برتر از آنی، و دورت پندارند و نزدیکتر از جانی، تو آنی که خود گفتی، و چنان که خود گفتی، آنی، موجود نفسهای جوانمردانی، حاضر دلهای ذاکرانی.
الهی! جز از شناخت تو، شادی نیست، و جز از یافت تو، زندگانی نه، زنده بی‌تو، چون مرده زندانی است، و زنده به تو، زنده جاویدانی است.
الهی! فضل تو را کران نیست، و شکر تو را، زبان.
من بی‌تو دمی قرار نتوانم کرد احسان تو را شمار نتوانم کرد
گر بر تن من زبان شود هر مویی یک شکر تو از هزار نتوانم کرد

الهی! گرفتار آن دردم، که تو داروی آنی، بنده آن ثنایم که تو سزاوار آنی، من در تو، چه دانم؟ تو دانی. تو آنی که مصطفی گفت، من ثنای تو را نتوانم شمرد آن گونه که تو خود بر نفس خویش ثنا گفتی. الهی! جمال تو راست، باقی زشتند، و زاهدان مزدوران بهشتند!
در دوزخ اگر وصل تو در چنگ آید از حال بهشتیان مرا ننگ آید
ور بی‌تو به صحرای بهشتم خوانند صحرای بهشت بر دلم تنگ آید
الهی! با تو آشنا شدم، از خلایق جدا شدم و در جهان شیدا شدم، نهان بودم؛ پیدا شدم.
الهی! چون آتش فراق داشتی، دوزخ پرآتش از چه افراشتی.
  
الهی! هر که تو را شناخت، هر چه غیر تو بود بینداخت.
هر کس که ترا شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
الهی! از کشته تو، بوی خون نیاید، و از سوخته تو، بوی دود؛ چرا که سوخته تو، به سوختن شاد است و کشته تو، به کشتن خشنود.
الهی! دلی ده، که در آن آتش هوی نبود، و سینه‌ای ده، که در آن رزق و ریا نبود. الهی! اگر یک بار گویی بنده من، از عرش بگذرد خنده من. الهی! بر هر که داغ محبّتِ خود نهادی، خِرمن وجودش را به باد نیستی در دادی. الهی! من کیستم که تو را خواهم، چون از قیمت خود آگاهم، از هر چه می‌پندارم کمترم، و از هر دمی که می‌شمارم بدترم. الهی! فراق، کوه را هامون کند، هامون را جیحون کند، جیحون را پر خون کند. دانی که با این دل ضعیف، چون کند؟ الهی! اگر مستم و اگر دیوانه‌ام، از مقیمان این آستانه‌ام، آشنایی با خود ده که از کائنات بیگانه‌ام. الهی! در سرْ آب دارم، در دلْ آتش، در ظاهرْ ناز دارم، در باطنْ خواهش، در دریایی نشستم که آن را کران نیست. به جان من، دردی است که آن را درمان نیست، دیده من بر چیزی آید که وصف آن بر زبان نیست!
پیوسته دلم دم از رضای تو زند جان در تن من نفس برای تو زند
گر بر سر خاک من گیاهی روید از هر برگی بوی وفای تو زند
الهی! اگر خامم، پخته‌ام کن، و اگر پخته‌ام، سوخته‌ام کن.
الهی! مکش این چراغ افروخته را، و مسوزان این دل سوخته را، و مَدَر این پرده دوخته را، و مران این بنده آموخته را. الهی از آن خوان که از بهر خاصان نهادی، نصیب من بینوا کو
اگر می‌فروشی، بهایش که داده و گر بی‌بها می‌دهی بخش ما کو؟
تو لاله سرخ و لؤلؤ مکنونی من مجنونم، تو لیلیّ مجنونی
تو مشتریان بابضاعت داری با مشتریان بی‌بضاعت چونی؟

ای کریمی که بخشنده عطایی، و ای حکیمی که پوشنده خطایی، و ای صمدی که از ادراک ما جدایی، و ای احدی که در ذات و صفات بی‌همتایی، و ای قادری که خدایی را سزایی، و ای خالقی که گمراهان را، راهنمایی. جان ما را، صفای خود ده، و دل ما را، هوای خود ده، و چشم ما را، ضیای خود ده، و ما را از فضل و کرم خود آن ده، که آن به.
این بنده چه داند که چه می‌باید جُست داننده تویی هر آنچه دانی آن ده
الهی! فرمودی که در دنیا ـ بدان چشم که در توانگران می‌نگرند ـ به درویشان و مسکینان نگرند. الهی! تو کرمی و واولیتری، که در آخرت بدان چشم که در مطیعان نگری، در عاصیان نگری.
الهی! آفریدی رایگان، و روزی دادی رایگان؛ بیامرز رایگان، که تو خدایی نه بازرگان. من بنده عاصیم رضای تو کجاست تاریک دلم نور و ضیای تو کجاست
ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی آن بیع بود، لطف و عطای تو کجاست

الهی! آنچه تو کِشتی، آب ده، و آنچه عبدالله کشت، بر آب ده. الهی! مگوی که چه آورده‌اید که درویشانیم، و مپرس که چه کرده‌اید که رسوایانیم.
الهی! ترسانم از بدی خود؛ بیامرز مرا به خوبی خود. الهی! اگر عبدالله را نمی‌نگری، خود را نگر، و آبروی من پیش دشمن مبر. الهی! عَلَمی که افراشتی، نگونسار مکن، و چون در اخر عفو خواهی کرد، در اول شرمسار مکن.
الهی! همه از تو ترسند، و عبدالله از خود، زیرا که از تو همه نیکی آید و از عبدالله بدی. الهی! گر پرسی، حجّت نداریم، و اگر بسنجی، بضاعت نداریم، و اگر بسوزی طاقت نداریم. الهی! اگر تو مرا به جرم من بگیری، من تو را به کرم تو بگیرم، و کرم تو از جرم من بیش است. الهی! اگر دوستی نکردم، دشمنی هم نکردم، اگر بر گناه مصرّم، اما بر یگانگی تو مُقرّم.
الهی! اگر توبه، بی‌گناهی است، پس تائب کیست؟ و اگر پشیمانی است، پس عاصی کیست؟ الهی! از پیش خطر و از پس راهم نیست؛ دستم گیر که جز تو پناهم نیست. الهی! گهی به خود نگرم، گویم از من زارتر کیست؟ گهی به تو نگرم، گویم از من بزرگوارتر کیست.
الهی! تو ما را جاهل خواندی، از جاهل جز خطا چه آید؟ تو ما را ضعیف خواندی، از ضعیف جز خبط چه آید؟ الهی! اگر چه بسی طاعت ندارم، اما جز تو کسی را ندارم، ای دیر خشم و زود آشتی. الهی! همچنان بید، به خود می‌لرزم، که مباد آخر به جویی نیَرزَم. الهی! مگو چه آورده‌ای، که رسوا شوم، و مپرس چه کرده‌ای که روسیاه شوم. الهی! چون در تو نگرم، از جمله تاجدارانم و تاج بر سر، و چون بر خود نگرم، از جمله خاکسارانم و خاک بر سر.
الهی! چون یتیم بی‌پدر گریانم، درمانده در دست خصمانم، خسته گناهم و از خویش برتاوانم، خراب عمر و مفلس روزگار، من آنم. الهی! از دو دعوی به زینهارم، و از هر دو، به فضل تو فریاد خواهم: از آن که پندارم به خود چیزی دارم، یا پندارم که بر تو حقّی دارم.
الهی! اگر تو فضل کنی، دیگران چه داد و چه بیداد، و اگر عدل کنی، فضل دیگران چون باد.
الهی! ما در دنیا معصیت می‌کردیم، دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین می‌شد، و دشمن تو ابلیس شاد. الهی! اگر فردای قیامت عقوبت کنی، باز دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین شود، و دشمن تو ابلیس شاد، دو شادی به دشمن مده، و دو اندوه بهر دل دوست مَنِه. الهی! مرکب وا ایستاد، و قدم بفرسود، همراهان برفتند و این بیچاره را جز حیرت نیفزود. الهی! همه از «حیرت» به فریادند، و من از حیرت شادم! به یک «لبّیک» درب همه ناکامی بر خود بگشادم، دریغا روزگاری که نمی‌دانستم تا لطف تو را دریازم. خداوندا! در آتش «حیرت» آویختم چون پروانه در چراغ، نه جان رنج طپش دیده، نه دل الم داغ.
الهی! می‌بینی و می‌دانی، و برآوردن، می‌توانی.
الهی! چون حاضری چه جویم، و چون ناظری چه گویم؟ الهی! هر روز که برمی‌آید، ناکس‌ترم، و چنان که پیش می‌روم، واپس‌ترم! الهی! تو بساز که دیگران ندانند، و تو نواز که دیگران نتوانند. الهی! چون توانستم، ندانستم، و چون که دانستم، نتوانستم. الهی! بیزارم از آن طاعتی که مرا به عُجب آرد، و بنده آن معصیتم که مرا به عذر آورد.
الهی! دانایی ده که از راه نیفتم، و بینایی ده که در چاه نیفتم. الهی! هر که را عقل دادی، چه ندادی؟ و هر که را عقل ندادی، چه دادی؟!
الهی! اگر عالم باد گیرد، چراغ مُقبل کشته نشود، و اگر همه جهان آب گیرد، ایاغ، مُدبر شسته نشود! الهی! اگر به «دعا» فرمان است، قلم رفته را چه درمان است؟ الهی! ابوجهل، از کعبه می‌آید! و ابراهیم از بتخانه! کار به عنایت بود، باقی بهانه. الهی! هر که را خواهی برافتند، گویی با دوستان تو درافتد. الهی! «دعا» به درگاه تو لجاج است، چون دانی که بنده به چه محتاج است. با صنع تو هر مورچه رازی دارد با شوق تو هر سوخته نازی دارد
ای خالق ذوالجلال نومید مکن آن را که به درگهت نیازی دارد.  
[ چهارشنبه 16 فروردین ماه سال 1391 ] [ 10:20 PM ] [ سعید دریانورد ]

                  آرامش دل وازبین رفتن غم واندوه  

                

  آرامش دل و شادابی و از بین رفتن غم و اندوه را همگان آرزومندند و بی‌تردید با حصول این موارد است که زندگی نیکو و سالم محقق می‌گردد. برای حصول این آرامش و سرور اسبابی دینی، طبیعی و عملی وجود دارد که البته جز برای شخص مؤمن و موحّد مقدور نیست. از آن جلمه می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

 بقیه در ادامه مطلب ....


ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 فروردین ماه سال 1391 ] [ 00:31 AM ] [ سعید دریانورد ]

مطالب زیر بخوان تا فضائل و عظمت عمومی قرآن را دریابی

سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ

 ذکر فضائل قرآن با استفاده از دلیل قرآن و سنت:

1- آرامش دلها: (الرعد: 28).

«آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد!».

2- قرآن برای همنشینان خود شفاعت می‌کند.

3- یاد گرفتن و یاد دادن آن موجب کسب نیکی است.

4- طردکننده شیطان است.

5- قرآن برای کسی که آنرا تلاوت می‌کند نفع دارد اگرچه منافق باشد.نبی اکرم صفرمود: «مؤمنی که قرآن می‌خواند و به آن عمل می‌کند مانند ترنجی است که هم طعم خوبی دارد و هم از بوی خوشی برخوردار است. و مؤمنی که قرآن نمی‌خواند ولی به آن، عمل می‌کند مانند خرمایی است که طعم‌اش شیرین است ولی بویی ندارد. و مثال منافقی که قرآن می‌خواند، مانند ریحانی است که بویش خوب ولی طعم‌اش، تلخ است. و مثال منافقی که قرآن نمی‌خواند، مانند حنظله (هندوانة ابوجهل) است که هم طعم‌اش،‌تلخ یا ناپاک است و هم بوی تلخی دارد».

6- اهل قرآن اهل الله و از خاصان درگاه خدا می‌باشند.

7- قرآن سندی «حجتی» است برای تو: «القرآن حجةٌ لک أو علیک». (بخاری).

قرآن سندی است یا به نفع تو و یا علیه تو.

8- قرآن حافظ تو از هر بلائی است.

9- تلاوت قرآن از بزرگترین نعمتها است :رسول الله صفرمود: «فقط در مورد دو نفر، می‌توان غبطه خورد: نخست، مردی که خداوند به او قرآن، آموخته است و او آنرا شب و روز، تلاوت می‌کند. پس همسایه‌اش می‌شنود و می‌گوید: ای کاش! به من نعمتی مانند نعمتی که به فلانی عطا شده است، ارزانی می‌شد. در آن صورت، من هم مانند او قرآن تلاوت می‌کردم.

و دیگر، مردی که خداوند به او ثروت، عنایت کرده است و او آنرا در راه خدا انفاق می‌کند. پس شخص دیگری می‌گوید: ای کاش! به من هم نعمتی مانند نعمتی که به فلانی عطا شده است، ارزانی می‌شد. در آن صورت، من هم مانند او انفاق می‌کردم».

10- بلندپایگی و رفعت در دنیا و قیامت:(الإسراء: 79).

«و پاسى از شب را (از خواب برخیز، و) قرآن (و نماز) بخوان! این یک وظیفه اضافى براى توست; امید است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستایش برانگیزد!».

«إِنَّ اللهَ یَرْفَعُ بِهَذا الْکِتابِ أَقْواماً وَیَضَعُ بِهِ آخَرینَ». (مسلم).

رسول اکرم ص: خداوند بوسیله این کتاب(قرآن) اقوامی را سربلند، و اقوامی را بر زمین می‌زند «شکست می‌دهد».

11- شما را از تاریکی بیرون می‌آورد: (إبراهیم: 1).

«الر، (این) کتابى است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکیهاى (شرک و ظلم و جهل) به سوى روشنایى (ایمان و عدل و آگاهى) در آورى».

12- حاضر شدن فرشتگان «به هنگام تلاوت قرآن». «تِلْکَ الْمَلَائِکَة کَانَتْ تَسْتَمِع لَک وَلَوْ قَرَأْت لَأَصْبَحْت یَرَاهَا النَّاس مَا تَسْتَتِر مِنْهُمْ». (مسلم).

پیامبر اکرم ص: فرشتگان به شما گوش فرا می‌دهند و اگر به تلاوت قرآن ادامه می‌دادی، صبح می‌شد و مردم فرشتگان را می‌دیدند و از دید مردم پنهان نمی‌شدند.

13- برای تلاوت هر حرفی ده حسنه وجود دارد: «من قرأ حرفاً من کتاب الله فله حسنة، والحسنة بعشر أمثالها لا أقول ألم حرف ولکن ألف حرف، ولام حرف، ومیم حرف». (الترمذی).

کسیکه یک حرف از کتاب خدا «قرآن» را تلاوت کند. یک حسنه «نیکی» نصیبش می‌شود. هر حسنه ده برابر پاداش دارد. «پس مزد هر حرفی ده حسنه است» و من نمی‌گویم که الم یک حرف است، بلکه الف یک حرف، و لام یک حرف، و میم یک حرف است.

14- علو درجه در بهشت:«یُقال لصاحب القرآن اقرأ وارْقِ ورتِّل کما کنتَ تُرتل فی الدنیا فإنَّ منزلتک عند آخر آیة تقرأها». (الترمذی).

پیامبر ص می‌فرماید: روز قیامت به همنشین قرآن گفته می‌شود: بخوان و در درجات بالا برو و ترتیل کن و زیبا و با ادب بخوان همانا منزلت تو نزد آخرین آیه‌ی است که تلاوت می‌نمایی «یعنی بسیار بالاست».

15- محفوظ شدن از فتنه‌ها و بلیات: «من حفظ عشر آیات من أول سورة الکهف عُصِمَ من فتنة الدَّجال». (مسلم).

پیامبر ص می‌فرماید: هر کس ده آیه از اول سوره کهف را حفظ کند از فتنه دجال در امان خواهد ماند.

16- مقام رفیع و اجر و پاداش چند برابر:«الماهر بالقرآن مع السفرة الکرام البررة والذی یقرأ القرآن ویَتَتَعْتَعُ فیه وهو علیه شاق له أجران». (مسلم).

رسول اکرم ص می‌فرماید: آنکه در خواندن قرآن مهارت دارد با کاتبان گرامى وحی خواهد بود و آنکه قرآن را می‌خواند ولی در آن درمی‌ماند و «بخاطر لکنت زبان» خواندن برایش دشوار است دو اجر دارد.

17- قرآن محافظ است

18- نزول آرامش، باریدن رحمت، قرار گرفتن در حضور خدا:«ما اجتمع قوم فی بیت من بیوت الله یتلون کتابَ الله ویتدارَسُونه بینهم إلاَّ نزلت علیهم السکینة وغشِیَتْهُم الرحمةُ وحفتهم الملائکة وذکرهم الله فیمن عنده». (مسلم).

رسول اکرم ص می‌فرماید: هرگاه گروهی در خانه‌ای از خانه‌های خدا «مسجد» گردهم آیند و دور هم جمع شوند و قرآن را تلاوت نمایند، و آن را بین خود تدریس کنند. و تفسیر و تبیین و تمرین کنند، خداوند آرامش را بر آنان نازل، و رحمت را بر آن‌ها می‌باراند، و فرشتگان پیرامون آنان حلقه می‌زنند، و در ملأ اعلی بفرمان خدا مورد بحث قرار می‌گیرند، و خداوند آنها را از مقربان درگاه خود محسوب می‌نماید.

19- ازدیاد ایمان و پایداری: . (الأنفال: 2). «و هنگامیکه آیات «قرآن» بر آنان خوانده می‌شود بر ایمانشان می‌افزاید».

 (الفرقان: 32).

«همین گونه «ما قرآن را بصورت آیات جداگانه و بخش بخش فرستیم» تا دل تو را (باانس بدان و حفظ آن پابرجا و استوار بداریم) و آنرا آرام و آرام فرو خوانیم (تا آنرا بدقت بیاموزی و کم کم به خاطر بسپاری)».

20- شفاء و رحمت است:. (الإسراء: 82).

«ما آیاتی از قرآن را فرو می‌فرستیم که مایه بهبودی (دلها از بیماری نادانی و گمراهی و پاکسازی درونها از کثافات هوی و هوس و تنگ چشمی و آزمندی و تباهی) و رحمت مؤمنان (به سبب در برداشتن ایمان و رهنمودهای پرخیر و برکت خدا) است
       

[ یکشنبه 28 اسفند ماه سال 1390 ] [ 02:36 AM ] [ سعید دریانورد ]


دعا و اهمیت آن

       سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ

دعاء

تمامی مخلوقات به خداوند محتاج ‌اند و به آنچه او دارد نیاز دارند. اما او از مخلوقات بی‌نیاز است.

خداوند دعا را بر بندگانش واجب گردانیده و فرموده است: ﴿وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ﴾ (غافر: 60). «پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعاى) شما را بپذیرم! کسانى که از عبادت من تکبر مى‏ورزند به زودى با ذلت وارد دوزخ مى‏شوند!».

رسول خدا -صلى الله علیه وآله وسلم- فرموده اند: «مَنْ لَمْ یَسْأَلِِ اللَّهَ یَغْضَبْ عَلَیْهِ»، هر کسی از خداوند چیزی نخواهد، بر او خشم میگیرد.

با این وصف خداوند از دعا و درخواست انسانها در پیشگاه خود شادمان میشود و کسانی را که در دعای خود الحاح و اصرار میورزند دوست میدارد و به خود نزدیک میکند.

اصحاب پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- به این موضوع پی برده بودند و هر یک از آنها هیچ چیزی را برای درخواست از خداوند کم اهمیت به شمار نمیآوردند و دعا و درخواست خود را تا حدی بیارزش نمیکردند که آنها را با هیچیک از بندگان خداوند مطرح کنند این تنها بخاطر پیوندشان با پروردگار و نزدیکیشان به او بود و به این آیه تمسک میجستند: ﴿وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ﴾ (البقرة: 186). «و هنگامى که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو) من نزدیکم».

دعا در پیشگاه خداوند از جایگاه والایی برخوردار است و از هر چیزی ارزشش بیشتر میباشد، دعا گاهی از قضا، جلوگیری میکند و دعای انسان مسلمان اگر اسباب آن فراهم شود و موانعش مرتفع گردد قطعاً مستجاب خواهد شد و دعا کننده یکی از مواردی که در این فرموده رسول الله -صلى الله علیه وآله وسلم- آمده اعطاء خواهد شد.

«مَا مِنْ مُسْلِمٍ یَدْعُو بدَعْوَةٍ لَیْسَ فِیهَا إِثْمٌ وَلا قَطِیعَةُ رَحِمٍ إِلا أَعْطَاهُ اللَّهُ بِهَا إِحْدَى ثَلاثٍ: إِمَّا أَنْ تُعَجَّلَ لَهُ دَعْوَتُهُ، وَإِمَّا أَنْ یَدَّخِرَهَا لَهُ فِی الآخِرَةِ، وَإِمَّا أَنْ یَصْرِفَ عَنْهُ مِنْ السُّوءِ مِثْلَهَا. قَالُوا إِذاً نُکْثِرُ؟. قَالَ:  اللَّهُ أَکْثَرُ» (أحمد والترمذی).

هیچ مسلمانی نیست که دعایی را بنماید که در آن گناهی و قطع صله رحمی نباشد. مگر آنکه خداوند یکی از سه امور را به او عطاء خواهد فرمود: اینکه در اسرع وقت دعای او را مستجاب خواهد فرمود، یا آن را توشه آخرتش خواهد گردانید، یا به میزان آن او را از بدی و مشکلات مصون خواهد داشت. اصحاب گفتند: پس تا بتوانیم دعا خواهیم کرد. رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم- فرمودند: خداوند هم آن امور را بیشتر خواهد فرمود.

[ یکشنبه 21 اسفند ماه سال 1390 ] [ 2:19 PM ] [ سعید دریانورد ]

فواید ذکر

·       شیطان را می‌راند و او را سرکوب کرده و بینیش را بر خاک می‌مالد.

·       خوشنودی خالق را سبب می شود.

·       سبب محبت خداوند و نزدیکی به او می‌ گردد.

·       زمینه را برای روی‌آوری هر چه بیشتر خداوند نسبت به بنده فراهم می ‌گرداند.

·       انسان را برای اطاعت بیشتر از خداوند منان یاری می‌دهد.

·       غم و غصه را از دل می‌زداید و سرور و شادمانی را به همراه می‌آورد.

·       به قلب قوت و حیات و پاکی و صفا می‌بخشد.

·       در دل عطش و نیازی هست که هیچ چیزی به غیر از ذکر خداوند آن را برطرف نمی‌ کند.

·   در قلب قوت و خشنونتی وجود دارد که هیچ چیزی به غیر از یاد خداوند آن را ذوب و نرم نمی ‌کند.

·       ذکر داروی شفابخش دل و مایه قوت آن است.

·       ذکر را لذتی است که با هیچ لذتی قابل مقایسه نیست.
   

·       غفلت بدترین بیماری دل است.

·   ذکر اندک نشانه نفاق است و کثرت آن علامت قوت ایمان و صداقت در محبت خداوند است زیرا هر کسی چیزی را دوست بدارد بسیار آن را یاد می‌کند.

·   هرگاه انسان در شرایط شادمانی و آسودگی خداوند را یاد کند، خداوند نیز او را در شرایط سخت مانند: مرگ و سختی‌های آن,  فراموش نمی‌کند.

·   ذکر خداوند عامل نجات از عذاب خداوند است، آرامش را به همراه دارد، و انسان را در زیر پوشش رحمت خداوند قرار می‌دهد، و طلب مغفرت از جانب ملایک را برای ذاکر سبب می‌شود.

·  زبان را از وارد شدن به بیهوده‌گویی، غیبت، سخن چینی، دروغ و دیگر گناهان ومعاصی باز می‌دارد.

·       از آسان‌ترین عبادات و برترین و گرامی‌ترین آنهاست و در واقع تضمین کننده بهشت است.

·   لباس وقار و محبوبیت و درخشانی چهره را که نور دنیوی و نور قبر و نور معاد است بر تن ذکر کننده می‌پوشاند.

·   ذکر سبب درود و رحمت خداوند و فرشتگان بر ذکر کننده می‌شود و خداوند در میان ملائک به انسان‌هایی که او را ذکر می‌کنند افتخار می‌نماید.

·   آنهایی که بهترین اعمال را انجام می‌دهند، غالباً کسانی هستند که به بهترین صورت خداوند را هم ذکر و یاد می‌نمایند.بهترین روزه دار کسی است که به هنگام روزه بیش از دیگران خداوند را ذکر و یاد نماید.

·   سختی‌ ها را آسان، مشکلات را مرتفع و مشقت‌ها را کاهش می‌دهد و موجب جلب روزی می‌گردد و بدن را قوت و نیرو می‌بخشد.

تبصره: شیخ الاسلام ابن تیمیة (رحمه الله) می ‌گوید: ذکر برای قلب همچون آب برای ماهی است، وقتی آب نباشد حال و وضع ماهی چگونه خواهد بود؟

                     سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ

[ دوشنبه 8 اسفند ماه سال 1390 ] [ 00:03 AM ] [ سعید دریانورد ]


سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ

 

فرمانبرداری و نیکی به والدین

(اطاعت از پدر و مادر)

فضیلت و آداب آن

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


الحمدلله وحده والصلاة والسلام على من لا نبی بعده نبینا محمد وعلى آله وصحبه أما بعد.

سپاس برای خدای یکتا، درود و سلام بر خاتم پیغمبران محمد ص آل و اصحاب او باد.

برادر و خواهر مسلمان، بدان که همانا حق پدر و مادر «والدین» بسیار بزرگ و شأن و منزلت آنها در دین بسیار مورد توجه است. سپاسگزاری از آنان برابر است با سپاسگزاری و شکرگزاری خداى «عزوجل» و نیکی کردن به آنها نزد خدا از محبوبترین و بهترین کارهاست. هیچ احدی منکر فضل، بزرگی و منزلت والای آنها در دلها نیست. چه بسیار عطوفت و رحم و رعایت‌ها که فرزندان از پدران و مادرانشان بدست آورده‌اند. شبهای شب بیدار ماندند تا فرزندشان بخواب برود.

رنجها را بخاطر آسایش وی متحمل شدند. تلاشها نمودند تا وی خوشبخت و سعادتمند شود، عمرشان را فدا نمودند تا زیبایی و طراوت عمر فرزند زنده بماند.

چه بسیار حقوقی که دارند و چه بسیار نیکی و احترام که برایشان لازم است!

نیکی و خدمت به پدر و مادر وظیفه‌ایست که فرزندان خوش رفتار، فهمیده و فرزانه آن را بعهده می‌گیرند. آنهائیکه راه فرمانبرداری و اطاعت، جوانمردی و مروت را می‌شناسند، و برای بدست آوردن سعادت در دنیا و آخرت تلاش می‌نمایند، فرزندانی که ارزش فرمان‌برداری و خدمت را می‌دانند، و نزد آنان تربیتی که از والدین خود گرفته‌اند مثمر ثمر واقع شده، و «هم‌اکنون دوران استفاده پدر و مادر از ثمره آن است».

برادر و خواهر مسلمان!

بدانکه فرمانبرداری و نیکی به پدر و مادر نزد خداوند از محبوبترین اعمال است. عبدالله بن مسعود(رض) می‌فرماید: «سألت النبی ص أی العمل أحب الله؟ قال: الصلاة علی وقتها. قال: ثم أی؟ قال: برالوالدین. قال: ثم أی؟ قال: الجهاد فی سبیل الله». (البخاری ومسلم).

از پیامبر ص سوال نمودم چه عملی نزد خدا محبوبتر و دوست داشتنی‌تر است. فرمود نماز در وقت، گفت: بعد از آن کدام عمل؟ فرمود: نیکی کردن و فرمانبرداری پدر و مادر. گفت: بعد از آن؟ فرمود: جهاد در راه خدا.


ادامه مطلب
[ یکشنبه 30 بهمن ماه سال 1390 ] [ 11:21 PM ] [ سعید دریانورد ]


     


برای اینکه ایمان فردی تقویت شود نیاز به وسایلی دارد که بکارگیرد ودراینجا به صورت مختصر وسایل عملی برای تقویت ایمان فرد را ذکرمی کنیم:

1.اخلاص:خداوندمی فرماید«قل انی امرت ان اعبدالله مخلصاً له الدین»زمر/11 (بگو به من فرمان داده شده به این که خدارابپرستم وپرستش راخاص اوکنم)ودرجایی دیگر خداوند می فرماید:«وماامروا الا لیعبدالله مخلصین له الدین حنفاء»بینه/5 درحالی که جزاین بدیشان دستورداده نشده که مخلصانه وحقگرایانه خدا را بپرستندوتنها شریعت اورا آیین خود بدانند) دراین رابطه پیامبر می فرماید:«انما الاعمال بالنیات وانما لکل امرئ ما نوی»متفق علیه (اعمال انسان به نیت اوبستگی دارد وهر کسی نتیجه نیت خود را درمی یابد)پس شرط اساسی برای قبولی اعمال نیت خالص برای خداست شاعری میگوید:برای پروردگارت آنچه که انجام می دهی آن راخالص گردان تاپنهان وظاهرتوباهم متفق شوند ،هرفکری برای غیر خدا وسوسه ای بیش نیست وهرذکرویادی برای غیر خدا نسیان وفراموشی است.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 24 بهمن ماه سال 1390 ] [ 02:01 AM ] [ سعید دریانورد ]

                

قبل از این که روزی فرا رسد که در آن، ما را محاسبه مى‌کنند، ما خود در این دنیا به حساب و کتابها رسیدگی کنیم چون آن روز دیگر فرصت بازگشت نداریم.
بنا به فرموده‌ی خداوند در آن روز همه چیز آشکار مى‌شود و هیچ کاری پنهان نمى‌ماند.(18.الحاقه)
خواهر و برادر ایمانی؛ این برنامه به کارهایی تقسیم شده که باید در طول روز، هفته، ماه، سال و عمر انسان انجام شود، تا اگر خدا بخواهد موجب ورود ما به بهشت برین گردد. بیایید دست در دست هم پیمان ببندیم که خداوندا ما را یاری کن تا بهتر بتوانیم در مسیری که برای ما مشخص کرده‌ای، گام برداریم. خداوندا پشتیبان ما باش چرا که هر کس تو پشتیبانش باشی هرگز شکست نمى‌خورد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 بهمن ماه سال 1390 ] [ 2:40 PM ] [ سعید دریانورد ]
             
       
1)نمازهایم را به موقع وبا خشوع میخوانم تا رستگار شوم

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ (1).....................مؤمنون آیه 1

2)رسول الله صلی الله علیه وآل وسلم را دوست دارم واز او تبعیت میکنم تا خدا مرا دوست بدارد

قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ..........آل عمران آیه 31

3)پر وبال رحم ومحبت بر سر وروی پدر ومادرم میکشم چرا که پروردگارم فرمود

وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ........الاسراءآیه 24:
4)قرائت کلام الله را برنامه روزانه ام قرار میدهم چون دوست دارم صحبتهای بهترین یاورم را بشنوم

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ............الاس راءآیه 82

ادامه مطلب
[ جمعه 7 بهمن ماه سال 1390 ] [ 02:07 AM ] [ سعید دریانورد ]

1 2 3 4 5 6 7 >>

.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

از این که این وبلاگ را برای دیدن انتخاب کرده اید کمال تشکر را از شما داریم
با تشکر مدیر وبلاگ : سعید دریانورد
موضوعات وب
پروفایل

تبلیغات بهاربیست